غرور نوخطان افزون زخوبان دگر باشد
رم آهوی مشکین از غزالان بیشتر باشد
این شعر به بیان پیچیدگیها و تناقضات زندگی میپردازد. شاعر به غرور و تلاش انسانها در برابر زیباییها و دلایل زندگی اشاره میکند و میگوید که انسانهای خودخواسته و مغرور همیشه جایی در کنار خوبان نخواهند داشت. همچنین، نشان میدهد که در مسیر زندگی همیشه چالشها و رنجهایی وجود دارد که هنرمندان و عاشقان بیشتری را متاثر میکند. در نهایت، به این نکته اشاره میکند که فقر و تنگدستی میتواند به سخن معنا و زیبایی خاصی ببخشد و این نالهها باید شکرگزاری داشته باشند. به طور کلی، شعر به غمهای وجودی و زیباییهای زندگی اهتمام دارد و نشان میدهد که تلاش و امید در شرایط سخت، اهمیت خاصی دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
غرور نوخطان افزون زخوبان دگر باشد
رم آهوی مشکین از غزالان بیشتر باشد
طلبکار خدا را منزل از ره دورتر باشد
به دریا چون رسد سیلاب آغاز سفر باشد
به طوفان گوهر از گرد یتیمی برنمی آید
همیشه گرد غم بر جبهه اهل هنر باشد
ندارد در حریم قرب ره آیینه رویان را
میان عشقبازان هر که آهش در جگر باشد
به حیرانی توان شد کامیاب از چهره خوبان
ازین گلشن گل آن چیند که دستش زیر سر باشد
کند از باغ بیرون اضطراب دل صنوبر را
در آن گلشن که سرو قامت او جلوه گر باشد
در آغوش حریم وصل هجران می کشد عاشق
که چشم شرمگینان حلقه بیرون در باشد
نسازد مضطرب سیل حوادث زود پیران را
عمارت چون نشست خود نماید بی خطر باشد
به شیرینی سر آرد نوبهار زندگانی را
چو زنبور عسل آن را که منزل مختصر باشد
تهیدستی سخن را رنگ دیگر می دهد صائب
ندارد ناله جانسوز چون نی پر شکر باشد