نصیب از نعمت بسیار دیگرگون نخواهد شد
زدریا قطره ای آب گهر افزون نخواهد شد
این شعر به بررسی موضوعاتی مانند نعمتها، عشق و پشیمانی میپردازد. شاعر با بیان اینکه نعمتها و زیباییها تغییر نپذیرند، به رابطهای اشاره میکند که در آن افراد از عشق و زیباییها لذت میبرند، اما این تجربههای زیبا نمیتواند بهطور دائم باقی بماند. همچنین، شاعر به بار گران و سنگینی که بر دل بزرگان است، پرداخته و نشان میدهد که با وجود تمام سختیها و پشیمانیها، عشق و زیبایی همواره وجود دارند و نمیتوان آنها را بهراحتی از دست داد. در پایان، شاعر به وضعیت روحی و دلشکسته فردی مانند مجنون اشاره میکند که تحت تأثیر عشق قرار دارد و نمیتواند از آن رهایی یابد. به طور کلی، شعر بر مفهوم عشق و ناچاری انسان در برابر زیباییها تأکید دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
نصیب از نعمت بسیار دیگرگون نخواهد شد
زدریا قطره ای آب گهر افزون نخواهد شد
نباشد از فروغ مهر تابان لعل را سیری
زخون خوردن پشیمان آن لب میگون نخواهد شد
گرانجانی بود بار گران بر دل بزرگان را
به سوزن عیسی ما بار بر گردون نخواهد شد
به رنگ خود برآرد سیل را دریای روشندل
غبار خط حریف حسن روزافزون نخواهد شد
زلیخا یافت عمر رفته را از صحبت یوسف
زسودای محبت هیچ کس مغبون نخواهد شد
غبار جرم ما در دل نخواهد ماند رحمت را
محیط از رهگذار سیل دیگرگون نخواهد شد
زچشم شوخ لیلی گوشه ای خوش می کند صائب
غبار ما پریشان سیر چون مجنون نخواهد شد