به این عنوان اگر روی تو آتشناک خواهد شد
زخاشاک هوس صحرای امکان پاک خواهد شد
این شعر به موضوعاتی مانند عشق، آرزو، ناامیدی و غم و اندوه میپردازد. شاعر با استفاده از استعارهها و تصاویر طبیعی، به تبیین احساسات عمیق خود میپردازد. در نمادپردازی شعر، عشق به عنوان شعلهای سوزاننده معرفی میشود که میتواند انسان را به درد و رنج دچار کند، اما در عین حال، امید و زندگی را نیز در بر دارد. شاعر به چالشهای ناشی از عشق و آرزوهای دست نیافتنی اشاره میکند و نشان میدهد که چگونه این احساسات میتوانند باعث سوختن دل و روح انسان شوند. در نهایت، شاعر بر این نکته تأکید میکند که از دل سوخته و درد کشیده، میتواند روزی تجدید حیات و جوانی صورت گیرد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
به این عنوان اگر روی تو آتشناک خواهد شد
زخاشاک هوس صحرای امکان پاک خواهد شد
چنین گر سبزه خط خیزد از رخسار گلرنگش
گل ازخجلت نهان در بوته خاشاک خواهد شد
زمی چشم و دل نادیده من سیر می گردد
اگر ریگ روان سیراب از اشک تاک خواهد شد
من آن روزی که بود از نی سواران یار، می دیدم
که زیر پای او بسیار سرها خاک خواهد شد
میسر نیست از دل آرزو را ریشه کن کردن
کجا از سبزه بیگانه گلشن پاک خواهد شد؟
زدم بر شعله ادراک چون پروانه، زین غافل
که روز من سیاه از شعله ادراک خواهد شد
کف خاکسترم بر باد رفت و دل نشد روشن
نمی دانم چه وقت آیینه من پاک خواهد شد
همان روزی که سروش کرد قامت راست، می دیدم
که طوق قمریانش حلقه فتراک خواهد شد
زرخ گفتم شود شمع امید من، ندانستم
که بهر خرمن من شعله بیباک خواهد شد
اگر سوزد دلت را عشق بیتابی مکن صائب
که تخم از سوختن آسوده زیر خاک خواهد شد