فروغ حسن یار از چهره گلزار پیدا شد
درین گلزار آخر یک گل بی خار پیدا شد
این شعر به توصیف زیبایی و عشق میپردازد. شاعر از شکوفایی و ظهور زیبایی در دنیای خود صحبت میکند که مشابه یک گل بیخار در گلزار است. او به خط مشکین اشاره میکند که جلوهگر است و همچون حلقهای زیبا بر دستانش میدرخشد. شاعر به خواننده توصیه میکند تا چشمانش را باز کند و به دنبال خوشبختی و دولت باشد، زیرا خوشبختی مانند خواب ناز است که باید آن را بیدار کرد. او همچنین به دشواریهای زندگی و قدرت مردان اشاره میکند و به تأثیر عشق بر زندگیاش میپردازد، تا جایی که عشق او را از بیکاری رهایی میبخشد. این شعر بهطور کلی به زیبایی، عشق و تلاش برای دستیابی به خوشبختی اشاره دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
فروغ حسن یار از چهره گلزار پیدا شد
درین گلزار آخر یک گل بی خار پیدا شد
زچشم بد خدا آن خط مشکین را نگه دارد
که از هر حلقه اش انگشتر زنهار پیدا شد
سراپا چشم شو تا دامن دولت به دست آری
به خاب ناز رو چون دولت بیدار پیدا شد
محک از کارهای سخت باشد شیرمردان را
به مردم جوهر فرهاد در کهسار پیدا شد
مسلمان می شمردم خویش را، چون شد دلم روشن
ز زیر خرقه ام چون شمع صدزنار پیدا شد
مرا صائب به فکر کار عشق انداخت بیکاری
عجب کاری برای مردم بیکار پیدا شد!