به مقدار بصیرت خاطر آگاه می لرزد
که خورشید جهان افروز بیش از ماه می لرزد
شاعر در این شعر به بیان مسائل عمیق انسانی و اجتماعی میپردازد. او میگوید که بصیرت و دانش افراد باعث خوف و لرزش در دل آنها میشود، به طوری که خورشید (نماد روشنی و حقیقت) بیشتر از ماه (نماد خفا و پنهان) میلرزد. همچنین، ارتباطات انسانی بر اساس عقل و درایت محکمتر میشود. او به قدرت صبر و تحمل در مقابل مشکلات اشاره میکند و میگوید که حتی کوهها هم در برابر فشارها و مشکلات میلرزند. در ادامه، او به مفهوم بیوزنی و ارزیابی نادرست ارزشها اشاره میکند، مانند اینکه یوسف در ترازوی عشق بیشتر از چاه میلرزد. سرانجام، شاعر به این نتیجه میرسد که انسان باید در مواجهه با خطرات و فتنهها بیدار و دوراندیش باشد تا از مشکلات جلوگیری کند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
به مقدار بصیرت خاطر آگاه می لرزد
که خورشید جهان افروز بیش از ماه می لرزد
به نسبت می شود سر رشته پیوندها محکم
که از بی مغزی خود کهربا بر کاه می لرزد
چه می آید زصبر و طاقت ما در خطر گاهی
که کوه قاف بر خود بیشتر از کاه می لرزد
اگرچه حجت ناطق زعیسی در بغل دارد
همان مریم به جان از تهمت ناگاه می لرزد
گرامی گوهران را می کند بی وزن، سنجیدن
که یوسف در ترازو بیشتر از چاه می لرزد
نفس در ره نسازد راست هر کس دوربین افتد
زفکر عاقبت دایم دل آگاه می لرزد
زخواب امن صائب فتنه بیدار می زاید
که دوراندیش در منزل فزون از راه می لرزد