غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰۱۸

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

دماغ خشک ما را باده رنگین نمی سازد

شراب آتشین با کاسه چوبین نمی سازد

۲

نگیرد رنگ از فانوس رنگین شعله سرکش

می گلگون رخ زرد مرا رنگین نمی سازد

۳

هنرمندی اگر این قدر دارد، جز به خون خود

دهان تیشه فرهاد را شیرین نمی سازد

۴

نسازد قدردان وقت را شور جنون غافل

که خواب بلبلان را فصل گل سنگین نمی سازد

۵

به شکر، خسرو دوشاب دل، پیوست از شیرین

سر پوچ هوسناکان به یک بالین نمی سازد

۶

زبس سود از سفر برخاست در ایام ما صائب

حنا را رفتن هندوستان رنگین نمی سازد

بازگشت به سروده‌های صائب