غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰۰۰

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

به رغبت با خم زلفش دل بی‌تاب می‌سازد

چو آب زندگی با ماهی این قلاب می‌سازد

۲

شود گلزار ابراهیم آتش بر گنهکاران

دل ما را چنین گر شرم عصیان آب می‌سازد

۳

به احسان ای توانگر دستگیری کن فقیران را

که دریا بهر ریزش ابر را سیراب می‌سازد

۴

سپهر کج‌رو از جا در نیارد اهل تمکین را

خس و خاشاک را سرگشته این گرداب می‌سازد

۵

سفیدی‌های مو گفتم شود صبح امید من

ندانستم که غفلت پرده‌های خواب می‌سازد

۶

وفاداری مجو از دولت هرجایی دنیا

به یک روزن کجا خورشید عالم‌تاب می‌سازد؟

بازگشت به سروده‌های صائب