زپا عشاق را آن نرگس مستانه اندازد
زهی ساقی که عالم را به یک پیمانه اندازد
در این شعر، شاعر به زیبایی عشق و تأثیرات آن بر عاشقان اشاره میکند. او از نرگس مستانهای سخن میگوید که میتواند دلها را تسخیر کند و به ساقیای اشاره دارد که با یک پیمانه میتواند جهانی را سیراب کند. شاعر هشدار میدهد که کسی که از حلقه عشق خارج شود، همچون شمعی خواهد بود که نورش را از پروانه میگیرد. او همچنین به شکوفایی زندگی عاشقانه و ارتباط آن با زیباییها و چالشهای موجود در عشق اشاره میکند. در نهایت، او به درک عمیقتری از عشق و تأثیرات آن بر وجود انسانها میرسد و از خورشید بلندی که بر ویرانیها نوری میافکند، صحبت میکند. این شعر در مجموع، حاوی احساسات عمیق و فلسفهای از عشق و زیبایی است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
زپا عشاق را آن نرگس مستانه اندازد
زهی ساقی که عالم را به یک پیمانه اندازد
نمی گیرد به دندان پشت دست خود سبکدستی
که پیش از سیل رخت خود برون از خانه اندازد
نه ای گر مرد عشق از حلقه عشاق بیرون رو
که آن شمع آتش از پروانه در پروانه اندازد
چو اوراق خزان بلبل به روی یکدیگر ریزد
به هر گلشن که دست آن شاخ گل مستانه اندازد
تو چون بیرون روی از انجمن، شمع گران تمکین
به جان بی نفس خود را برون از خانه اندازد
حجاب عشق تا برجاست از عاشق چه می آید؟
گرفتم خویش را در خلوت جانانه اندازد
درین بحر گران لنگر حبابی می شود واصل
که از سر خرقه خود را سبکروحانه اندازد
گرفتاری عنان از دست بیرون می برد، ورنه
مرا در دام هیهات است حرص دانه اندازد
زخورشید بلند اقبال او صائب عجب دارم
که پرتو بر در و دیوار این ویرانه اندازد