غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹۷۲

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

زبی مغزی هواجویی که دنبال هوس گیرد

نمی داند که آتش زودتر در خار و خس گیرد

۲

پشیمانی است در دنبال احسان خسیسان را

که مهر از ماه نور خویش در هر ماه پس گیرد

۳

سخن بی پرده از لیلی شنیدن از که می آید؟

که گوش خویش را مجنون زآواز جرس گیرد

۴

زراه عجز پیش آ، گر اثر از ناله می خواهی

که دست کوته اینجا دامن فریادرس گیرد

۵

ید طولاست در تحصیل روزی گوشه گیران را

وگرنه عنکبوت از تار سستی چون مگس گیرد؟

۶

شوم در زندگی چون بار بر دلها، که در رفتن

نمی خواهم کسی آیینه ام پیش نفس گیرد

۷

درین ده روزه هستی از گرفتاری مشو غافل

که مرغ دوربین در بیضه احرام قفس گیرد

۸

نگردد مانع شور جنون زخم زبان صائب

کجا دامان سیل تندرو را خار و خس گیرد؟

بازگشت به سروده‌های صائب