دل رم کرده ناخوش آستین افشاندنی دارد
نسیم سرد مهری بدورق گراندنی دارد
این شعر به بیان احساسات عاشقانه و عواطف دل شکسته شاعر میپردازد. شاعر از درد و رنج ناشی از عشق سخن میگوید و اشاره دارد که دلش به شدت رم کرده و از سردی احساسات رنج میبرد. او به ناامیدی در عشق و عدم ارتباط با معشوق اشاره میکند و میگوید که در تلاش برای یافتن محبت، به حالت مرگ نزدیک شده است. شاعر از خویش و زیبایی معشوق سخن میگوید و بر این نکته تأکید دارد که احساسات عمیق او به شدت آسیبپذیر هستند. همچنین به طوفان درونی خود و اثرات منفی آن بر زندگیاش اشاره میکند، و در نهایت به این نتیجه میرسد که شکایات درونیاش آثاری ژرف بر روحش گذاشته است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دل رم کرده ناخوش آستین افشاندنی دارد
نسیم سرد مهری بدورق گراندنی دارد
به گل یکباره نتوان زد در امیدواری را
اگر ما را نخوانی، نامه ما خواندنی دارد
زبس دنبال دل رفتم به حال مرگ افتادم
دویدنهای بی تدبیر ناخوش ماندنی دارد
مکن عیبم اگر در عشق بر یک حال کم باشم
کباب نازک دل هر نفس گراندنی دارد
به حسن بی زوال خویش چون خورشید می نازی
نمی دانی که آه ما چه دست افشاندنی دارد
به قرب ساحل از طوفان آه من مشو غافل
که این باد مخالف بدعنان پیچاندنی دارد
شکایت گرچه بر هم می زند اوراق خاطر را
پریشان نامه افکار صائب خواندنی دارد