دل حق جو نظر بر عالم باطل نمی دارد
که تیر راست کیشان تا هدف منزل نمی دارد
این شعر به بررسی اهمیت حقیقت و ارزشهای والای انسانی میپردازد. شاعر بیان میکند که انسانهای حقجو نمیتوانند به امور باطل توجه کنند و افرادی که در جستجوی حقیقتاند، از مشکلات بیخبرند. او اشاره میکند که افراد بخیل و خودپسند، از نیازمندان غافلاند و دردی از آنها نمیکشند. شاعر به امید و آیندهای روشن اشاره میکند و میافزاید که در زندگی، کسانی که دنبال حقیقت هستند باید از سرگشتگی و ناامیدی دوری کنند. او همچنین بر این نکته تأکید میکند که عارف حقیقی فقط به پرتو حقیقت و زیباییهای الهی توجه دارد و به چیزهای فانی و بیارزش روی نخواهد آورد. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که ارزش انسانها در شناخت و توجه به دل و احساسات واقعی آنهاست و در این راه، باید از کینه و بیرحمی دوری جست. در واقع، او بر اهمیت احساسات و ارتباطات انسانی تأکید میکند و یادآور میشود که زندگی بدون احساس و عشق به هدفی نمیرسد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دل حق جو نظر بر عالم باطل نمی دارد
که تیر راست کیشان تا هدف منزل نمی دارد
نیند آزادگان غافل ز احوال گرانباران
ثمر سرو و صنوبر غیربار دل نمی دارد
بخیل ترشرو ز ابرام محتاجان بود فارغ
که در چون بسته باشد از برون، سایل نمی دارد
مدار از چرخ امید گشاد دل که این دهقان
به خرمن دانه ای جز عقده مشکل نمی دارد
ترا گر هست در ره منزلی خواب فراغت کن
که چون ریگ روان، سرگشتگی منزل نمی دارد
نظر بر حق بود از خلق عارف را، که پروانه
نظر گاهی بغیر از شمع در محفل نمی دارد
غرض دلجویی بیرحمی قاتل بود، ورنه
زخاک و خون تپیدن لذتی بسمل نمی دارد
به تیغ از دامنش کوتاه اگر شد دست من، شادم
که خون بیگناهان دست از قاتل نمی دارد
ندارد قدر و قیمت در نظرها رشته بی گوهر
پریشان می شود زلفی که پاس دل نمی دارد
مرا افتاده صائب کار با خورشید رخساری
که تا دل را نسازد آب، دست از دل نمی دارد