غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹۴۹

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

کجا از تیغ سرگرم محبت باک می دارد؟

سرعاشق کمند وحدت از فتراک می دارد

۲

ندارد پاک گوهر شکوه ای از تلخی دوران

صدف در سینه دریا دهن را پاک می دارد

۳

مپرس از زاهدان خشک سر گوهر عرفان

که از دریا لب ساحل خس و خاشاک می دارد

۴

زچوب خشک گردد شعله بیباک سرکش تر

کجا از دار پروا عاشق بیباک می دارد؟

۵

لباس غنچه تنگی می کند بر خنده گلها

فلک دانسته اهل عشق را غمناک می دارد

۶

ندارد زلف آن بیباک پروا از غبار خط

کجا اندیشه چشم شوخ دام از خاک می دارد؟

۷

میفشان آستین بی نیازی برنواسنجی

که چون گل هر طرف چندین گریبان چاک می دارد

۸

مکن زنهار تکلیف قبا دیوانه ما را

که عاشق از گریبان حلقه فتراک می دارد

۹

به بخت تیره صائب صلح کن با نور آگاهی

که زنگ از بخت سبز آیینه ادراک می دارد

بازگشت به سروده‌های صائب