غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹۳۲

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

نفس یک پا درون خانه، یک پا در برون دارد

کسی محکم عنان بادپای عمر چون دارد؟

۲

کجا از شادمانی بهره عقل ذوفنون دارد؟

که در زیر نگین این ملک را داغ جنون دارد

۳

تو کز صدق عزیمت بی نصیبی فکر رهبر کن

که ما را عزم صادق بی نیاز از رهنمون دارد

۴

زآب شور داغ تشنگی ناسور می گردد

که حرص افزون بود آن را که جمعیت فزون دارد

۵

نیارد نغمه خارج رگ خامی زدل بیرون

خوشا آن کس که مطرب چون خم می از درون دارد

۶

زبیم چشم، گرد کعبه در بتخانه می گردم

سمند عزم دوراندیش نعل واژگون دارد

۷

اگر بر زندگانی اعتمادی هست، چون صائب

نفس یک پا درون خانه، یک پا در برون دارد؟

بازگشت به سروده‌های صائب