نظربازی که چشم پرخماری در نظر دارد
همیشه مستی دنباله داری در نظر دارد
این شعر به توصیف احساسات و حالات انسانی میپردازد و تصاویر زیبایی از عشق و زندگی را به تصویر میکشد. شاعر به «نظربازی» و «مستی» اشاره میکند که در پی زیبایی و لذت است. او به خضر (نماد راهنمایی و زندگی) میگوید که باید از آب زندگی بنوشد، چون این لب تشنه همیشه به دنبال لذت و نشاط است. همچنین، شاعر به فریبندگی چشمها و عرفان عشق اشاره میکند و میگوید که باید از غفلت و شرم دوری کرد. شعر تأکید میکند که هر ضعفی در عشق مانند گلهای معصوم است و عشق واقعی ارزشمند است. در ادامه، شاعر به تلاش و وفاداری اشاره میکند و بیان میکند که کسی که دنبال پاداش و مزد است، همیشه در حال تلاش است. همچنین، او به زیبایی پایدار و خطر عدم آرامش در عشق میپردازد و سرانجام به چهار فصل و زیبایی گلها اشاره میکند. در کل، این شعر تصویری از عشق، تلاش و جاذبههای زندگی را به زیبایی به تصویر میکشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
نظربازی که چشم پرخماری در نظر دارد
همیشه مستی دنباله داری در نظر دارد
تو ای خضر از زلال زندگی بردار کام خود
که این لب تشنه لعل آبداری در نظر دارد
مشو در پرده شرم از فریب چشم او غافل
که شهباز از نظر بستن شکاری در نظر دارد
زخال عیب از ان ساده است روی گل درین گلشن
که از هر شبنمی آیینه داری در نظر دارد
زحرف توتیا و سرمه گردد آب در چشمش
کسی کز رهگذار او غباری در نظر دارد
نمی لرزد به نقد جان شیرین دل چو فرهادش
کسی کز کارفرما مزد کاری در نظر دارد
درین میدان جانبازان نماند بر زمین گردی
که دایم جلوه گلگون سواری در نظر دارد
به قصد سینه درای نفس را راست می سازد
زدریا موجه ما گر کناری در نظر دارد
ندارم هیچ جا آرام از ان سرو سبک جولان
خوشا قمری که سرو پایداری در نظر دارد
غبار پیکرش چون گردباد از پای ننشیند
سبک مغزی که اوج اعتباری در نظر دارد
مرا در چار موسم هست گل پیش نظر صائب
اگر ده روز بلبل گلعذاری در نظر دارد