زشکر خنده پنهان او دل تازه می گردد
ز احسان نهانی جان سایل تازه می گردد
در این شعر، شاعر به زیبایی و شادی ناشی از عشق و دوستی اشاره میکند. او با بیان اینکه خنده و احسان، دل را تازه میکند، تأکید میکند که حتی در شرایط سخت و غمانگیز، محبت و لطافت احساسات میتواند تجدید حیات کند. شاعر همچنین به اهمیت یکتایی و عدم غفلت از وجود دیگران اشاره میکند و به زیباییهای طبیعی مانند گل و شمع و پروانه میپردازد که نشاندهنده ارتباط عمیق با طبیعت و احساسات انسانی است. او نهایتاً به سبکی روح و تسلیم نشدن در برابر مشکلات اشاره میکند و میگوید که با وجود چالشها، هر چیزی میتواند دوباره زیبا و نو شود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
زشکر خنده پنهان او دل تازه می گردد
ز احسان نهانی جان سایل تازه می گردد
مشو زنهار از یکتایی محمل نشین غافل
زشوخی گرچه در هر جلوه محمل تازه می گردد
مروت نیست چون باد سحر پیچد به دامن پا
سبکروحی که از رفتار او دل تازه می گردد
شکفت از غنچه پیکان او گلگل دل تنگم
که جان از صحبت یاران یکدل تازه می گردد
ز اشک شمع بر خاکستر پروانه در شبها
امید خونبهای من به قاتل تازه می گردد
مده از دست با گردن فرازی خاکساری را
که برگ از ابر و باران، ریشه از گل تازه می گردد
مکش سر از خط تسلیم اگر آزادگی خواهی
که از پیچ و خم بیجا سلاسل تازه می گردد
سخن را هست در مشکل پسندی رغبتی صائب
که می باشد زمین هر چند مشکل، تازه می گردد