سیه مست غرور از گفتگو هشیار کی گردد؟
ره خوابیده از آواز پا بیدار کی گردد؟
این متن شعری است که به بیان عواطف و اندیشههای عمیق انسانی میپردازد. شاعر در این شعر به بررسی موضوعاتی چون عشق، غم، آزادی و محدودیتها میپردازد. در هر بیت، شاعر با سوالاتی فلسفی و تمثیلهای شاعرانه به نمایان کردن ناتوانی در دستیابی به حالتهای مطلوب و آرمانی میپردازد. او به توضیح احساسات ناشی از عشق، دیوانگی، و غم شخصی میپردازد و در نهایت به دوری از موانع و محدودیتهایی که انسانها را از دستیابی به آرامش و تحقق آرزوهایشان بازمیدارد، اشاره میکند. شاعر به خوبی نمایش میدهد که چگونه احساسات عمیق و تجربیات انسانی به درک عمیقتری از زندگی منجر میشود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
سیه مست غرور از گفتگو هشیار کی گردد؟
ره خوابیده از آواز پا بیدار کی گردد؟
به آب زر نوشتن شعر بد نیکو نمی گردد
حجاب پوچ مغزی طره زر تار کی گردد؟
کف بی مغز نتواند بلنگر کرد دریا را
سر آشفتگان پوشیده از دستار کی گردد؟
نگردد بار بر دل کوه غم آزاد مردان را
خمش از خنده کبک مست در کهسار کی گردد؟
من دیوانه را سنگ ملامت شد پر و بالی
نگردد سیل تا سنگین سبکرفتار کی گردد؟
نشوید باده از دل گرد کلفت دردمندان را
به تردستی رخ آیینه بی زنگار کی گردد؟
زشورش نیست مانع عقده گرداب دریا را
خموشی عشق را مهر لب اظهار کی گردد؟
به قید بندگی آزاده چون راضی کند خود را؟
دل یوسف خنک از گرمی بازار کی گردد؟
نمی اندیشد از زخم زبان هر کس که مجنون شد
به خار و خس مقید سیل بی زنهار کی گردد؟
زتدبیر خرد عشق قوی بازو نیندیشد
زره سد ره این تیغ لنگردار کی گردد؟
در جنت به روی من عبث وا می کند رضوان
زکوثر کم خمار تشنه دیدار کی گردد؟
نمی گردد صف مژگان نگاه شوخ را مانع
حجاب بوی گل خار سر دیوار کی گردد؟
نگردد معنی بیگانه با لفظ آشنا صائب
به افسون رام عاشق آن پری رخسار کی گردد؟