ز بار درد من کوه گران بر خویش می پیچد
زمین از سایه ام چون آسمان بر خویش می پیچد
این شعر به بررسی عواطف و احساسات انسانی و تأثیرات آنها بر زندگی و روابط اشاره دارد. شاعر از دردها و احساسات مختلف صحبت میکند و بیان میکند که چگونه این احساسات درون انسانها و روابط آنها تأثیر میگذارند. او به مسائلی چون خجالت پدر از اعمال فرزندان، حسادت و غیرت اشاره میکند و میگوید که این احساسات مثل یک حلقه یا رشته به هم میپیچند و زندگی انسانها را تحت تأثیر قرار میدهند. همچنین به توصیف عشق و فراق، و عواقب آن نیز پرداخته است. در نهایت، شاعر با استفاده از تصاویری زیبا و نمادین احساسات پیچیده انسانی را به تصویر میکشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ز بار درد من کوه گران بر خویش می پیچد
زمین از سایه ام چون آسمان بر خویش می پیچد
پدر خجلت کشد ز اعمال ناشایست فرزندان
خطایی چون زتیر آید کمان بر خویش می پیچد
زنقصان نیست پروا مایه داران مروت را
تنک مایه است هر کس از زیان بر خویش می پیچد
بهم خواهد شکستن سروبستان بال قمری را
چنین کز رشک آن سرو روان بر خویش می پیچد
نمی پیچد ز آتش هیچ مویی آنچنان بر خود
که از نظاره آن نازک میان بر خویش می پیچد
چو تار سبحه صددل گرچه در هر حلقه ای دارد
کمند زلفش از غیرت همان بر خویش می پیچد
به این امید کز تنگ دهانش سر برون آرد
سخن در کام آن شیرین زبان بر خویش می پیچد
دل سنگ از فراق تازه رویان داغ می گردد
گلی هر کس که چیند باغبان بر خویش می پیچد
نبرداز رشته جان وصل پیچ و تاب را بیرون
در آغوش گهر این ریسمان بر خویش می پیچد
اگر تر نیست از رفتار آن سرو روان صائب
چرا چندین زموج آب روان بر خویش می پیچد؟