غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۸۸

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

بر زبانها وصف قد دلستان خواهد دوید

مصرع برجسته بر گرد جهان خواهد دوید

۲

گر چنین دیوانه گردد از قد رعنای او

سرو پا بر جای چون آب روان خواهد دوید

۳

آب چون شد دل نمی ماند به جای خویشتن

گریه شبنم به روی گلستان خواهد دوید

۴

عشق سوزی نیست کاندر استخوان ماند نهان

شیر ما آخر برون زین نیستان خواهد دوید

۵

دانه را آسودگی در تابه تفسیده نیست

راز ما زود از ته دل بر زبان خواهد دوید

۶

گر چنین خواهد مرا کردن پریشان شور عشق

از دلم هر پاره چون برگ خزان خواهد دوید

۷

راحت تن پروری آزار دارد در قفا

هر که می ماند جدا از کاروان، خواهد دوید

۸

ما زجوی عشق صائب خورده ایم آب حیات

تا قیامت نام ما گرد جهان خواهد دوید

بازگشت به سروده‌های صائب