چشم ما را پرده غفلت شد ابروی سفید
باز ناورد از ختا این نافه را موی سفید
این شعر به زیبایی و گذر زمان اشاره دارد و از نمادهایی مانند موی سفید و پیری برای توصیف حالتهای مختلف زندگی استفاده میکند. شاعر به غفلت انسانها از پیری و زمانه اشاره میکند و میگوید دیگران با پیری آشنا میشوند، اما دل او در غفلت مانده است. همچنین به عشق و زیباییهای جوانی، حتی در سنین بالا، اشاره میکند و زوال و ناپایداری زندگی را به تصویر میکشد. شاعر به نقش خداوند و رحمت او در زندگی، و اینکه هر کس که از زندگی غافل شود، ممکن است به تاریکی و ناامیدی دچار شود، اشاره میکند. نهایتاً، این شعر به زیبایی و شکنندگی زندگی و تاثیر گذر زمان در آن میپردازد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
چشم ما را پرده غفلت شد ابروی سفید
باز ناورد از ختا این نافه را موی سفید
دیگران را گر ز پیری صبح آگاهی دمید
شد دل ما شیر مست غفلت از موی سفید
کی شود طبع هوسناکان زپیری تنگدل؟
ماه عید طفل طبعان است ابروی سفید
از جوانان نیست کم چون زنده دل افتاد پیر
صبح می رو بد زدلها غم به گیسوی سفید
با سیه رویان بود عفو خدا را روی حرف
قابل اقبال نبود نامه را روی سفید
تار و پود زندگانی را پریشان کردن است
جمع کردن خنده را چون صبح با موی سفید
کاکل عنبرفشان بر پشت آن سیمین بدن
هست چون خط سیه بر پشت آهوی سفید
هر که صائب روی گردان شد زاهل روزگار
می برد از ظلمت آباد جهان روی سفید