از گرانان هر که چون عنقا گرانجانی کشید
بار کوه قاف بتواند به آسانی کشید
این شعر به بیان احساسات عمیق و پیچیده عشق و مصائب ناشی از آن میپردازد. شاعر از سنگینی بار عشق و دشواریهایی که برای رسیدن به معشوق تحمل میکند، سخن میگوید. او به جستجوی زیبایی و حقیقت در عالم عشقورزی اشاره میکند و از رنجها و غمهای ناشی از فاصله و نبود معشوق سخن به میان میآورد. در نهایت، عشق را به عنوان نیرویی قوی و سرشار از زیباییهایی میداند که در هر صورتی نمایان میشود و نمیتوان آن را مخفی کرد. شعر بازتابی از درگیریهای روحی و زیباییشناسی عشق است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
از گرانان هر که چون عنقا گرانجانی کشید
بار کوه قاف بتواند به آسانی کشید
پیش آن طاق دو ابرو بر زمین نه پشت دست
قبله خود کن کمانی را که نتوانی کشید
خون عرق کردم زدست و پای بیتابی زدن
تا چو قربانی سر و کارم به حیرانی کشید
در غبار خط نهان گردید آن لبهای لعل
گنج رخت از بیم چشم بد به ویرانی کشید
خاکساری می کند افتادگان را سرفراز
وقت آن کس خوش که این صندل به پیشانی کشید
روز محشر را کند شب، نامه ناشسته اش
هر که دست از دامن اشک پشیمانی کشید
عشق صائب می شود ظاهر به هر صورت که هست
این می پرزور را نتوان به پنهانی کشید