تا خط مشکین لب لعل ترا در بر کشید
موج بیتابی الف بر سینه کوثر کشید
این شعر به توصیف عشق و زیبایی پرداخته است. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و سمبلیک، احساسات و تأثیرات عشق را بر زندگی و هستی بیان میکند. ابتدا به زیبایی لبان محبوب اشاره میکند که باعث بیداری احساسات عمیق در دل او میشود. سپس بیان میشود که این عشق میتواند به معنای زنده بودن در برابر مرگ و تنگدستی تبدیل شود. شاعر همچنین اشاره میکند که زیبایی عشق مانند ماهی است که سپری بر سر دارد و این خود نشاندهنده شرم و حیاست. در پایان، از زیبایی و ارزش اشکال طبیعی و عناصر زندگی مانند دریا و مروارید صحبت میشود که به نوعی نماگر دستیابی به زیبایی و الهام از طبیعت هستند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
تا خط مشکین لب لعل ترا در بر کشید
موج بیتابی الف بر سینه کوثر کشید
زنگ هستی از دل ما برد ذوق نیستی
عود ما آخر دم خوش در دل مجمر کشید
این که گرد ماه تابان می نماید هاله نیست
ماه از شرم جمال او سپر بر سر کشید
تنگدستی مرگ را در کام شیرین می کند
بید از بی حاصلی بر خویشتن خنجر کشید
جوهر از بیطاقتی چون مار می پیچد به خود
زخم گستاخ که شمشیر ترا در بر کشید؟
کاسه دریوزه دریا از صدف بر کف گرفت
هر کجا مژگان صائب رشته از گوهر کشید