سرکشی از زلف آن خودکام می باید کشید
وحشت چشم غزال از دام می باید کشید
این شعر به بیان لذتها و زیباییهای زندگی و عشق میپردازد. شاعر میگوید که برای فرار از سختیها و موقعیتهای دشوار، باید به سراغ شراب و خوشیها رفت. او به زلف محبوب و چشمهای زیبا اشاره میکند و میگوید که در روزهای بهاری باید از باده نوشید. همچنین به تاثیر شیرینی عشق و تلخی آن بر زندگی و نیاز به فراموشی مشکلات اشاره دارد. در نهایت، شاعر بر اهمیت عشق و خوشیهای آن در برابر موانع و سختیها تاکید میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
سرکشی از زلف آن خودکام می باید کشید
وحشت چشم غزال از دام می باید کشید
می به روی تازه رویان نشأه دیگر دهد
در بهاران باده گلفام می باید کشید
این که گردن می کشی چون شیشه، ای زاهد زدور
تا برآیی زین کشاکش جام می باید کشید
روز نورانی بود مستغنی از شمع و چراغ
باده روشن به وقت شام می باید کشید
می توان خوردن به شیرینی شراب تلخ را
از لب شکرلبان دشنام می باید کشید
محتسب در نوبهاران منع ما از باده کرد
انتقام از مرغ بی هنگام می باید کشید
منتی کز بوسه او می کشیدم پیش ازین
این زمان از نامه و پیغام می باید کشید
چاره چشم گرانخواب است صائب شور عشق
با نمک تلخی ازین بادام می باید کشید