غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۴۱

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

راز ما را ناله شبگیر بیرون می دهد

شورش دیوانه را زنجیر بیرون می دهد

۲

نیست از سنگین دلیها گر نگریم در وداع

زخم تیغ تیز خون را دیر بیرون می دهد

۳

شکر می گردد شکایت بر زبان عاشقان

می خورد خون، جوهر این شمشیر بیرون می دهد

۴

دایه هر خونی که از بدخویی طفلان خورد

از محبت در لباس شیر بیرون می دهد

۵

می شود صائب چو گل از آتش خجلت کباب

خنده را هرکس که بی تدبیر بیرون می دهد

بازگشت به سروده‌های صائب