راز ما را ناله شبگیر بیرون می دهد
شورش دیوانه را زنجیر بیرون می دهد
این شعر به بررسی عواطف و احساسات عمیق انسانی میپردازد. شاعر بیان میکند که رازها و نالههای دلشکستگیها از دل شب بیرون میآید و دیوانگیها را از زنجیر رهایی میبخشد. او اشاره میکند که سنگینی دل و جدایی، زخمهایی عمیق به همراه دارد و شکایت عاشقان به شکر بدل میشود، که خون عشق را در وجودشان به نمایش میگذارد. در ادامه، شاعر به محبت و نیکویی اشاره میکند که میتواند از دل تاریکیها خارج شود و در آخر به خجلت و احساساتی که انسانها در برابر آتش عشق تجربه میکنند، میپردازد. در مجموع، شعر بیانگر عمق احساسات و تضادهای درونی انسانهاست.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
راز ما را ناله شبگیر بیرون می دهد
شورش دیوانه را زنجیر بیرون می دهد
نیست از سنگین دلیها گر نگریم در وداع
زخم تیغ تیز خون را دیر بیرون می دهد
شکر می گردد شکایت بر زبان عاشقان
می خورد خون، جوهر این شمشیر بیرون می دهد
دایه هر خونی که از بدخویی طفلان خورد
از محبت در لباس شیر بیرون می دهد
می شود صائب چو گل از آتش خجلت کباب
خنده را هرکس که بی تدبیر بیرون می دهد