دل ز احیای شب دیجور روشن می شود
زین جواهر سرمه چشم کور روشن می شود
در این شعر، شاعر به بررسی روشنایی و آگاهی که در دل انسان ایجاد میشود، پرداخته است. او به اثرات مثبت و زیبای احیای شبهای تاریک اشاره میکند که با نور و جواهرات چشم کور، به روشنی و بیداری انسانها میانجامد. همچنین، شاعر از تأثیرات نور آفتاب بر ویرانیها و چگونگی نمایان شدن زیباییها در زندگی با وجود سختیها و آزردگیها صحبت میکند. او به رحمت الهی و امید به آن نیز اشاره دارد و نشان میدهد که وجود نور و روشنایی در زندگی انسان میتواند امید را زنده کند و دلها را شاداب کند. در نهایت، شاعر با نماد شمع و نور عبادت نشان میدهد که ارزش حقیقی در روشنی و نور معنوی است که از عبادت و استفادت از باورها حاصل میشود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دل ز احیای شب دیجور روشن می شود
زین جواهر سرمه چشم کور روشن می شود
خویش را زیر و زبر کن کز فروغ آفتاب
بیشتر ویرانه از معمور روشن می شود
از خط شبرنگ می گردد نمایان آن دهن
راه این تنگ شکر از مور روشن می شود
با دل آزاری نگردد جمع حسن عاقبت
ز آتش آخر خانه زنبور روشن می شود
با دل سنگین نیم از رحمت حق ناامید
کز چراغان نجلی طور روشن می شود
شمع بی فانوس می سازد دل ما را سیاه
دیده ما از رخ مستور روشن می شود
شمع کافوری ندارد سود بر روی مزار
صائب از نور عبادت گور روشن می شود