روح چون تنپرور افتد عاقبت تن میشود
آب در آهن چو لنگر کرد آهن میشود
این متن درباره تأثیرات عشق و روح بر زندگی انسانهاست. شاعر بیان میکند که وقتی روح در تن غرق شود، به تن تبدیل میشود، و عشق مانند خورشید بر دلها میتابد و موجب روشنایی میشود. همچنین، وقتی عشق و شادی در زندگی وجود داشته باشد، میوههای شیرین و خوشیها به وجود میآید. شاعر تأکید میکند که بدبختیها نیز میتوانند انسان را صیقل دهند و رشد دهند. در نهایت، به این نکته اشاره میشود که ارتباط با افراد نادان میتواند انسان را نیز دچار نادانی کند. این شعر به نوعی تأملی بر عشق، روح، سرنوشت و انتخابهای زندگی است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
روح چون تنپرور افتد عاقبت تن میشود
آب در آهن چو لنگر کرد آهن میشود
عشق چون خورشید بر ذرات باشد مهربان
عید پروانه است هر شمعی که روشن میشود
میوهٔ شیرین اگر پیدا شود در سرو و بید
عافیت پیدا درین فیروزه گلشن میشود
تیرهبختی کار صیقل میکند با اهل دل
اختر آیینه روشندل ز گلخن میشود
میشود ابر بلا دست حمایت بر سرم
بر چراغ بخت من فانوس دامن میشود
عشق شورانگیز غفلت را ز سر وا میکند
بیقراری خواب سنگین را فلاخن میشود
گر کنم پهلو تهی صائب ز زاهد دور نیست
هرکه با کودن نشیند زود کودن میشود