غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۱۰

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

عاقبت کار نظربازان به سامان می شود

گرد مجنون سرمه چشم غزالان می شود

۲

نه فلک تنگ است بر خورشید عالمتاب عشق

لیک از کوچکدلی در ذره پنهان می شود

۳

روز ما نسبت به شب برقی است کز ابر سیاه

می نماید گوشه ابرو و پنهان می شود

۴

نیست جان کاملان را در تن خاکی قرار

می رود آسایش از گوهر چو غلطان می شود

۵

هر که صائب چشم پوشد از پسند خویشتن

عالم پرخار در چشمش گلستان می شود

بازگشت به سروده‌های صائب