محنت امروز، فردا جمله راحت میشود
اشک خونین آب صحرای قیامت میشود
این شعر به توصیف تلخیها و مشکلات زندگی پرداخته و یادآور میشود که با وجود سختیها، همه چیز در نهایت به آسایش و آرامش تبدیل میشود. در این مسیر، امید و تلاش برای بهبود وضعیت ضروری است. شاعر به اهمیت ارتباط با دیگران و اتحاد در مواجهه با مشکلات اشاره میکند و میگوید که دعا و عبادت میتوانند نور و روشنی را به زندگی بیاورند. همچنین، عشق و معرفت را به عنوان نیروهای مثبت معرفی میکند که میتوانند قلبها را روشن کنند و از ناامیدی و سردی بر حذر دارند. در نهایت، به تأکید بر این نکته میپردازد که هر کس باید حد و مرز خود را بشناسد و در کنار دیگران، دردهای زندگی را تحمل کند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
محنت امروز، فردا جمله راحت میشود
اشک خونین آب صحرای قیامت میشود
تلخی بیداری شبهای این محنتسرا
در شبستان لحد خواب فراغت میشود
در لباس آب کوثر میکند جولان سرشک
آههای سرد سرو باغ جنت میشود
ناامید از آه سرد و ناله سوزان مباش
کاین بخار و دود آخر ابر رحمت میشود
دست هرکس را که میگیری درین آشوبگاه
بر چراغ زندگی دست حمایت میشود
تا پریشان است دل در شهر بند کثرتی
خویش را هرگاه سازی جمع، وحدت میشود
پیش اهل دل ندارد فوت مطلبی ماتمی
بیشتر از فوت وقت اینجا مصیبت میشود
عشق را سنگ ملامت میشود سنگ فسان
عقل خام است آن که دلسرد از نصیحت میشود
میکند بیهودهگویی خانه دل را سیاه
چون نفس در سینه دزدی نور حکمت میشود
هرکسی را حد خود باشد حصار عافیت
جغد در ویرانه از اهل سعادت میشود
گوشهگیری را بلایی همچو شهرت در قفاست
چاره این درد بیدرمان به صحبت میشود
میشود شیرین به مهلت آب دریا در صدف
میگساری مایه اشک ندامت میشود
هر سرایی را چراغی هست صائب در جهان
خانه دل روشن از نور عبادت میشود