کی به ناخن از دل غمگین گره وا می شود؟
دست چون افتاد از کار این گره وا می شود
این شعر میگوید که غم و مشکلات زندگی با گذشت زمان و با تلاش برای عشق و درک بهتر، گرههایی که بر دل و زندگی ما نشستهاند، باز میشوند. وقتی دل از مشکلات آزاد شود، بسیاری از دغدغهها نیز حل خواهند شد. عشق، به شکلی حقیقی و بدون توقع، میتواند دل را نرم کرده و گرههای سخت زندگی را بگشاید. همچنین، زیبایی و فهم جدید در زندگی میتواند به باز شدن این گرهها کمک کند. در نهایت، شاعر میگوید که در دل هر انسان، با وجود دردها و مشکلات، فرصتی برای نور و شادابی وجود دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
کی به ناخن از دل غمگین گره وا می شود؟
دست چون افتاد از کار این گره وا می شود
بر گشاد دل بود موقوف هر مشکل که هست
این گره چون باز شد چندین گره وا می شود
گفتگوی عشق با افسردگان بی حاصل است
کی ز خون مرده از تلقین گره وا می شود؟
عشقبازان گر به آه آتشین زورآورند
دلبران را از دل سنگین گره وا می شود
رشته عمرم ز پیچ و تاب می گردد گره
تا مرا زان جبهه پرچین گره وا می شود
در گشاد دل نفس بیهوده می سوزد نسیم
چون سپند از آتش آخر این گره وا می شود
قرب زر چون سکه نگشاید ز ابرویش گره
هر که را از چهره زرین گره وا می شود
هیچ تحسینی سخن را نیست چون فهمیدگی
از دل ما کی به هر تحسین گره وا می شود
غنچه خسبی فیضها دارد درین بستانسرا
صدهزاران عقده صائب زین گره وا می شود