خانهای کز نور حسن او مصفا میشود
حلقه بیرون در محو تماشا میشود
این شعر به توصیف زیبایی و عشق میپردازد و احساسات عمیق انسانی را به تصویر میکشد. شاعر اشاره میکند که خانهای که با نور عشق مزین شده است، پر از تماشا و زیبایی میشود. او از تأثیر عشق بر دل و جان انسانها سخن میگوید و بیان میکند که عشق میتواند انسان را به کمال برساند. همچنین، او به مشکلات و دردهای ناشی از عشق نیز اشاره دارد و چگونگی اثرات آن بر چشم و دل را توصیف میکند. در نهایت، شاعر به قدرت کلمات و عشق که به زندگی انسان معنا میدهد، تأکید میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
خانهای کز نور حسن او مصفا میشود
حلقه بیرون در محو تماشا میشود
هر طلسمی را به نام باددستی بستهاند
چشم یعقوب از نسیم پیرهن وامیشود
شرط قطع وادی هستی مجرد گشتن است
زور میآرد به ره رهرو چو تنها میشود
میزند غیرت نمک بر دیده خونبار من
در سر هرکس که شور عشق پیدا میشود
چون نگرداند رخ از تیغ شهادت مردهدل؟
زشت با آیینه چون شد چهره، رسوا میشود
خودنمایی کار ما را در گره انداخته است
قطره چون برداشت دست از خویش دریا میشود
صد تماشا هست در پوشیدن چشم از جهان
وای بر چشمی که غافل زین تماشا میشود
میزند خود را به ساحل، بازمیگردد به بحر
از محیط عشق هر موجی که پیدا میشود
میفتد در رشته جان صد گره از پیچ و تاب
صائب از زلف سخن تا یک گره وامیشود