دل به دشمن چون ملایم شد مصفا میشود
سنگ با آتش چو نرمی کرد مینا میشود
این شعر به بررسی تأثیرات محبت و عشق پرداخته و بیان میکند که چگونه در فضای محبت و نزدیکی، همه چیز زیباتر و لطیفتر میشود. شاعر از تغییرات مثبتی سخن میگوید که در وجود انسان و طبیعت به وجود میآید. مثلاً دشمنی با محبت به دوستی تبدیل میشود، سنگ با آتش نرم میشود و همچنین اشاره میکند که در دنیای عشق، زیباییها و حسرتها به وجود میآیند. در این مسیر، از مهربانی و همدلی خاکساران نیز یاد شده و به خوبیهای عشق و روابط عاشقانه پرداخته میشود. در آخر نیز به تاثیر افکار و احساسات درونی بر زندگی اشاره شده است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دل به دشمن چون ملایم شد مصفا میشود
سنگ با آتش چو نرمی کرد مینا میشود
ای نسیم بیمروت باددستی واگذار
صبح میسوزد نفس تا غنچهای وامیشود
چون رود بیرون ز باغ آن یوسف گل پیرهن
گل به دامنگیریش دست زلیخا میشود
گرد عصیان بحر رحمت را نمیآرد به جوش
صاف گردد سیل چون واصل به دریا میشود
خاکساران قدردان صحبت یکدیگرند
میجهم گردی اگر از دور پیدا میشود
خیره میگردد نظر از پرتو خال رخش
ذره این بوم و بر خورشیدسیما میشود
با خیال یار صحبت داشتن خوش دولتی است
میبرم غیرت بر آن عاشق که تنها میشود
این قدر کیفیت دیدار هم میبوده است؟
تا عرق از چهرهاش گل کرد صهبا میشود
صائب از اندیشه آن زلف و کاکل درگذر
فکر چون بسیار در دل ماند سودا میشود