یار ما از کشتن عشاق درهم کی شود؟
آنچنان باغ و بهاری نخل ماتم کی شود؟
این شعر به بیان مفاهیم عمیق عشق، رازها و پیچیدگیهای آن میپردازد. شاعر با طرح پرسشهایی شروع میکند که به تضادها و چالشهای عشق اشاره دارد. او تأکید میکند که عشق حقیقی و عمیق نه تنها به زهد و عبادت وابسته نیست بلکه میتواند آدمی را از حالتی ناقص به کمال برساند. همچنین، عشق را به عنوان نیرویی میشناسد که حتی در دلهای سخت و ظاهراً بیعاطفه نیز میتواند جرقهای ایجاد کند. شاعر به ارتباط پیچیده میان عشق و عرفان، دشواریهای آن، و بینظیریهای آن اشاره میکند و نشان میدهد که عشق واقعی و عمیق فراتر از ظواهر و آداب است و فقط برای عدهای خاص مقدر شده است. بهطور کلی، شعر عمیقاً در تلاش برای تشریح فراز و فرودهای عشق و تأثیرات آن بر روح و روان انسان است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
یار ما از کشتن عشاق درهم کی شود؟
آنچنان باغ و بهاری نخل ماتم کی شود؟
زاهد از طاعت به راز عشق محرم کی شود؟
من گرفتم شد ملک ابلیس آدم کی شود؟
عشق هر ناقص بصیرت را نمی گردد نصیب
مهر عالمتاب با خفاش همدم کی شود؟
مهر خاموشی نگردد پرده اسرار عشق
بوی گل را مانع از پرواز شبنم کی شود؟
شوخ چشمی پرده شرم و حیا را می درد
سوزن عیسی نهان در جیب مریم کی شود؟
از گهر گرد یتیمی بحر نتوانست شست
کلفت عاشق کم از اشک دمادم کی شود؟
صبح دارد خنده براختر فشانیهای چرخ
زخم چون کاری بود از بخیه درهم کی شود؟
پیش گوهر در صدف آویختن دون همتی است
همت عاشق تسلی با دو عالم کی شود؟
دست ما گستاخ و آن موی میان نازک مزاج
رشته پیوند ما و یار محکم کی شود؟
اضطراب دل ز غمخواران ظاهر بیش شد
چاره این زخم پنهانی به مرهم کی شود؟
در دل سنگ این شرار شوخ جولان می کند
سخت جانی مانع آمد شد غم کی شود؟
از دو حرف قالبی کز دیگران آموخته است
دعوی گفتار بر طوطی مسلم کی شود؟
عقل را در بارگاه عشق راه حرف نیست
هر فضولی در حریم شاه محرم کی شود؟
عقده گردون چه باشد پیش آه عاشقان؟
سد راه گیرودار نیزه، پرچم کی شود؟
آدمی را عشق صائب می کند کامل عیار
نیست هرکس را که درد عشق، آدم کی شود؟