گفتگو از عقد دندان گوهر غلطان شود
پوچ گو گردد کهنسالی که بی دندان شود
این متن به زیبایی ابراز میکند که بیفایده بودن زندگی بدون اندیشه و عشق، مشابه کسی است که دندان ندارد و نمیتواند درست صحبت کند. زندگی را نباید در خواب غفلت سپری کرد، چرا که عمر همچون فلاخی است که به سرعت میگذرد. اهل عشق باید از درد و رنج دور باشند و به زیباییها توجه کنند. در نهایت، هشدار میدهد که انسان باید به عیوب خود آگاه باشد و از حقیقت نرمداران دوری کند، چون ممکن است گرفتار ظواهر فریبنده شود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گفتگو از عقد دندان گوهر غلطان شود
پوچ گو گردد کهنسالی که بی دندان شود
مگذران در خواب غفلت زندگانی را که عمر
چون فلاخن از گرانجانی سبک جولان شود
نیست اهل عشق را اندیشه ای از درد و داغ
بر خلیل الله آتش سنبل و ریحان شود
می برد گیرایی از کف روی تلخ میزبان
خشک از آن در بحر دایم پنجه مرجان شود
از عزیزی می شود فرمانروای رود نیل
روی یوسف چون کبود از سیلی اخوان شود
غافلان را تنگدستی می شود رهبر به حق
رو به دریا می کند ابری که بی باران شود
لب به شکر خنده مگشا همچو بیدردان که زود
می دهد بر باد سر را پسته چون خندان شود
از دل روشن توان صائب به عیب خود رسید
وای بر آن کس کز این آیینه رو گردان شود