کی به وصل از سینه عاشق تمنا کم شود؟
نیست ممکن تشنگی از آب دریا کم شود
این شعر در مورد عشق و آرزوهاست و به بیان ناتوانی در کاهش احساسات عمیق عاشقانه میپردازد. شاعر میگوید که هرگز نمیتوان تشنگی عاشق را کم کرد و یا محبت را خموش کرد. او به این نکته اشاره میکند که مشکلات و دردهای عشق غیرقابل حذفاند و نمیتوان از تلخیها و تناقضهای زندگی کاست. شاعر همچنین به این واقعیت اشاره میکند که واقعیتها و تمایلات انسانها پیوسته تأثیرگذار هستند و نمیتوان به راحتی از آنها گریخت. در پایان، شاعر به تنش و زیباییهای عشق و زندگی اشاره میکند و میگوید که تلاش برای کاستن از این شادی و غمها نتیجهای نخواهد داشت.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
کی به وصل از سینه عاشق تمنا کم شود؟
نیست ممکن تشنگی از آب دریا کم شود
دامن صحرا نبرد ازخاطر مجنون غبار
این نه آن گرد است کز دامان صحرا کم شود
می کند شور محبت را خموشی مایه دار
چون سر خم باز باشد جوش صهبا کم شود
گر به روغن کشتن آتش بود صورت پذیر
ممکن است از روغن بادام سودا کم شود
از دورویان در جهان آثار یکرنگی نماند
کاش زین گلزار این گلهای رعنا کم شود
گرچه در سنگ ملامت چون شرر گردد نهان
از سر دیوانه هیهات است سودا کم شود
نیست ممکن پختگی تحصیل کردن در وطن
خامی عنبر کجا از جوش دریا کم شود؟
با نفس نتوان غبار از سینه آیینه برد
عشق دردی نیست کز تدبیر عیسی کم شود
دیده آیینه را در خواب کردن مشکل است
خیره چشمان را کجا ذوق تماشا کم شود؟
رشته طول امل را حرص می سازد دراز
حرص هیهات است از پیران دنیا کم شود
برق اگر درهم نوردد صائب این گلزار را
نیست ممکن خاری از باغ تمنا کم شود