غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۵۳

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

دستگاه شور من از دامن هامون فزود

چشم آهو پرده‌ها بر وحشت مجنون فزود

۲

می‌نماید گوهر شب‌تاب در شب خویش را

از خط شبگون فروغ آن لب میگون فزود

۳

از دوصد قانون نگردد کشف بر حکمت‌شناس

آنچه از یک خشت خم بر علم افلاطون فزود

۴

گاه باشد خرمنی از دانه‌ای فاسد شود

بخل خاک خشک مغز از صحبت قارون فزود

۵

زود عالمگیر گردد چون دو مصرع شد بلند

فتنه صبح قیامت زان قد موزون فزود

۶

از فریب نعل وارون فلک غافل شدند

حرص روزی‌خوارگان زین کاسه وارون فزود

۷

جای حیرت نیست، خرمن‌ها تمام از دانه‌ای است

تخم مهر ما اگر زان خال گندمگون فزود

۸

بود راز آن دهن پوشیده صائب، از چه روی

خط ظالم پرده دیگر بر آن مضمون فزود

بازگشت به سروده‌های صائب