غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۴۹

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

در بیابان خار اگر در پای مجنون می‌رود

جوی خون از دیده لیلی به هامون می‌رود

۲

برنمی‌گردد به ساغر می چو شد جزو بدن

کی ز خاطر یاد آن لب‌های میگون می‌رود؟

۳

گر نه از خلوت شود اسرار حکمت منکشف

چون می نارس چرا در خم فلاطون می‌رود؟

۴

گردن‌افرازی به اوج اعتبار از عقل نیست

کرسی‌دار از ته پا زود بیرون می‌رود

۵

می‌شود عالم سیه صائب به چشم مهر و ماه

گر به این دستور آه ما به گردون می‌رود

بازگشت به سروده‌های صائب