در چمن چون حرف آن بالای موزون میرود
سرو چون دزدان ز راه آب بیرون میرود
این شعر تصویری زیبا از احساسات و دلبستگیهاست. شاعر به توصیف عشق و جدایی میپردازد و به وضعیت دزدان و کاروانها اشاره میکند. عشق و معشوق به گونهای پیچیده و پر درد تصویر میشود. همچنین، شاعر بر این نکته تأکید دارد که هرگز نباید به عشق بیاجازه وارد شد، چرا که عواقب آن ممکن است ناخوشایند باشد. در انتها، به زیباییهای دیدهگان و دلهای عاشق اشاره میشود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
در چمن چون حرف آن بالای موزون میرود
سرو چون دزدان ز راه آب بیرون میرود
دیده اهل بصیرت کاروانگاه بلاست
هرکه زخمی میخورد، از چشم ما خون میرود
عشق بالا دست از معشوق دامن میکشد
ناقه لیلی عبث دنبال مجنون میرود
دانهای در صیدگاه عشق بیرخصت مچین
کز بهشت آدم به یک تقصیر بیرون میرود
آهوانش در سواد چشم خود جا میدهند
هرکه صائب از سواد شهر بیرون میرود