اهل دل را خواب تلخ مرگ بیداری بود
شب زشکر خواب ما را خط بیزاری بود
در این شعر، شاعر به بررسی حال و هوای اهل دل و عشق میپردازد. او میگوید که خواب مرگ برای آنها تنها بیداری و آگاهی است. اشاره میکند که در مسیر طلب، سنگها مانع نیستند و ریگها نشاندهنده نرمی و آرامش در سفر هستند. بیخبران به حقیقت و سنگینی زندگی واقف نیستند و عشق برای اهل دل همواره سختیهایی دارد. آنها در عشق زخمهای بسیاری میخورند و به زحمت با آن کنار میآیند. شاعر از قدرت صبر در مقابل سختیهای زندگی سخن میگوید و به این نکته میرسد که برای هموار کردن مسیر زندگی، باید به صبر و آرامش توجه کرد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
اهل دل را خواب تلخ مرگ بیداری بود
شب زشکر خواب ما را خط بیزاری بود
سنگ راهی نیست چون تعجیل در راه طلب
ریگ دایم در سفر از نرم رفتاری بود
بی شعوران را نسازد بیخبر رطل گران
مست گردیدن زصهبا فرع هشیاری بود
ما عبث در عشق دندان بر جگر می افشریم
بخیه بیکارست زخم تیغ چون کاری بود
در صدف گوهر زسنگینی گردیده است
کف به روی دست دریا از سبکباری بود
می توان پوشید چشم از هر چه می آید به چشم
آنچه نتوان چشم ازان پوشید بیداری بود
سختی ایام را صائب گوارا کن به صبر
چاره این راه ناهموار همواری بود