غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۳۴

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

روح را در تنگنای جسم کی شادی بود؟

مرغ دام افتاده را شادی در آزادی بود

۲

راحت منزل نگردد سنگ راهش همچو سیل

شوق هر کس را که در راه طلب هادی بود

۳

سالکان را سرمه آه و فغان باشد وصول

تا نپیوندد به دریا سیل فریادی بود

۴

دلربایی حسن را در پرده شرم است بیش

چشم خواباندن به ظاهر شرط صیادی بود

۵

شد به آزادی علم تا رفت در گل پای سرو

یک قدم راه از گرفتاری به آزادی بود

۶

فکر عقبی نیست صائب در دل دنیاپرست

جغد را ویران گواراتر زآبادی بود

بازگشت به سروده‌های صائب