پایه نظم بلند از علم کمتر چون بود؟
علم موزون کم چرا از علم ناموزون بود؟
در این شعر، شاعر به بررسی ابعاد مختلف علم و عشق میپردازد. او بیان میکند که علم موزون (منظم) باعث پیشرفت و ساختار است، در حالی که علم ناموزون (غیرمنظم) ممکن است به بینظمی و آشفتگی بینجامد. همچنین به خیالی از خلوت و آرامش اشاره میکند که او را از نیازمندیها آزاد کرده است. شاعر به نمادهای مختلفی چون نخل، میخانه و گلزار اشاره میکند تا نشان دهد که برای نشو و نما نیاز به شرایط مناسب و مساعد دارد. در پایان، عشق را به عنوان پدیدهای روزافزون و تأثیرگذار در احساسات انسان معرفی میکند که مانند حسن (زیبایی) در حال رشد است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
پایه نظم بلند از علم کمتر چون بود؟
علم موزون کم چرا از علم ناموزون بود؟
گردبادش جلوه انگشت زنهاری کند
دامن دشتی که گرم از سینه مجنون بود
کنج عزلت کرد مستغنی مرا از احتیاج
خم لباس و خانه و گلزار افلاطون بود
نیست ممکن نخل احسانی کند نشو و نما
تا به مغز خاک پنهان ریشه قارون بود
گر ببندد محتسب میخانه را در، گو ببند
ساقی و نقل و شراب ما لب میگون بود
می شود هم پله قارون به اندک فرصتی
دوش هر کس زیر بار منت گردون بود
جوش گل سازد خروش بلبلان صائب زیاد
عشق روزافزون شود چون حسن روزافزون بود