اهل همت خرده خود پیش درویشان نهند
مایه داران مروت گنج در ویران نهند
در این شعر، شاعر به نقد جامعه و فرهنگ زمانه خود میپردازد. او میگوید که ثروتمندان به جای کمک به نیازمندان، بر روی بیفایده چیزها سرمایهگذاری میکنند. افراد قانع باید به فقر خود بسنده کنند و از مهماننوازی غافل نشوند. همچنین، در زمانهای که سخنرانان و سخنوران در نظر مردم بیارزش شدهاند، مردم بر سر آنها منت مینهند. او اشاره میکند که کسانی که به بیگناهی دیگران تهمت میزنند، سادهلوح هستند. به علاوه، او وضعیت ناامیدی را به تصویر میکشد و به این نکته اشاره میکند که برخی به وعدههای بیاساس دلخوشند و در واقع امیدشان دروغین است. در نهایت، شاعر از غم و اندوه اجتماعی حاکم بر زمان خود گله میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
اهل همت خرده خود پیش درویشان نهند
مایه داران مروت گنج در ویران نهند
با جگر خوردن قناعت کن که این دون همتان
کفش پیش پای مهمان پیشتر از خوان نهند
شد سخن در روزگار ما چنان کاسد که خلق
در شنیدن بر سخنور منت احسان نهند
محضر روی عرقناک است بر پاکی دلیل
ساده لوح آنان که تهمت بر مه کنعان نهند
نیست دست اهل غیرت دست فرسود طبیب
منت درمان به جان از درد بی درمان نهند
داغ نومیدی است صائب گوهر بحر سراب
وای بر جمعی که دل بر وعده خوبان نهند