غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۰۹

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

اهل همت خرده خود پیش درویشان نهند

مایه داران مروت گنج در ویران نهند

۲

با جگر خوردن قناعت کن که این دون همتان

کفش پیش پای مهمان پیشتر از خوان نهند

۳

شد سخن در روزگار ما چنان کاسد که خلق

در شنیدن بر سخنور منت احسان نهند

۴

محضر روی عرقناک است بر پاکی دلیل

ساده لوح آنان که تهمت بر مه کنعان نهند

۵

نیست دست اهل غیرت دست فرسود طبیب

منت درمان به جان از درد بی درمان نهند

۶

داغ نومیدی است صائب گوهر بحر سراب

وای بر جمعی که دل بر وعده خوبان نهند

بازگشت به سروده‌های صائب