گر نمک در باده آن کان ملاحت افکند
در میان میکشان شور قیامت افکند
این شعر به زیبایی و تاثیرگذاری عشق و زندگی اشاره دارد. شاعر با بیان تصاویری از عشق و زیبایی، حسرت و شوق را به تصویر میکشد. او به نمک و عشق در باده اشاره میکند که شور و شوق را به وجود میآورد. همچنین، با استفاده از تصاویر طبیعی مانند ماه و صبح سعادت، حالتهای مختلف زندگی و احساسات انسانی را توصیف میکند. شاعر بر این باور است که انسان باید در تنهایی و آرامش زندگی کند و خود را از دام صحبت و دنیا دور نگه دارد. در نهایت، او به امید شفاعت و رحمت در زیر آسمان اشاره میکند. کل شعر دربردارنده احساسات عمیق و فلسفی درباره زندگی، عشق و تامل در دنیا است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گر نمک در باده آن کان ملاحت افکند
در میان میکشان شور قیامت افکند
چون به سیر ماهتاب آید مه شبگرد من
ماه را از هاله در گرداب حیرت افکند
استخوان در پیکرش صبح سعادت می شود
سایه بر هر کس همای ما به دولت افکند
تا توان در کنج عزلت با سر آزاده زیست
خویش را عاقل چرا در دام صحبت افکند؟
می کند ناز دو بالا بعد ازین بر قمریان
دست اگر بر دوش سرو آن سرو قامت افکند
هست از دنیا نظر بستن نظر واکردنش
هر که بر دنیا نظر از روی عبرت افکند
زیر سقف آسمان صائب چو خونی زیر تیغ
چشم بر هر کس به امید شفاعت افکند