دخل ناقص بر سخن سنجان گرانی می کند
سنگ کم در پله میزان گرانی می کند
این شعر به توصیف اثرات منفی و مشکلات ناشی از کمبودها و مسائلی میپردازد که به زندگی انسانها فشار میآورند. شاعر اشاره میکند که در هر زمینهای که کمبود یا نقصی وجود داشته باشد، بر شدت مشکلات افزوده شده و شرایط را دشوارتر میکند. از مهمانی که بر بخیلان فشار میآورد تا ناپایداری دوستیها و اثرات منفی ناشی از افسردگی یا عدم توجه به زیباییهای زندگی، همه اینها نشاندهنده آن است که کمبودها و ناکامیها چگونه میتوانند به انسانها فشار وارد کنند و بار سنگینی بر دوش آنها بگذارند. شاعر در این اثنا به زیباییهای روح و ارتباطات انسانی نیز اشاره میکند و نشان میدهد که توجه به این موضوعات میتواند از بار گران مشکلات بکاهد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دخل ناقص بر سخن سنجان گرانی می کند
سنگ کم در پله میزان گرانی می کند
بر بخیلان گر قدوم میهمان باشد گران
بر کریمان رفتن مهمان گرانی می کند
می خورد بر هم می روشن زدست انداز موج
سبزه خط بر لب جانان گرانی می کند
هر کف دستی که از ریزش ندارد بهره ای
بر جهان چون ابر بی باران گرانی می کند
می شود پیمان محکم باعث دلبستگی
سست چون شد بر دهن دندان گرانی می کند
ما زبوی پیرهن قانع به یاد یوسفیم
بر غیوران منت احسان گرانی می کند
بر سبکروحان عصمت بند و زندان بار نیست
بار تهمت بر مه کنعان گرانی می کند
تیغ لنگردار باشد سایه بال هما
بر سری کاندیشه سامان گرانی می کند
برگ کاهی مانع از پرواز گردد چشم را
پند ناصح بر نظربازان گرانی می کند
بر تن آزاده زنجیرست نقش بوریا
موج بر سیل سبک جولان گرانی می کند
صحبت افسردگان افسردگی می آورد
دیدن هشیار بر مستان گرانی می کند
خاک صائب در صفاکاری نگیرد جای آب
توتیا بر دیده گریان گرانی می کند