خصم غالب را زبون صبر و تحمل میکند
از تواضع سیل را مغلوب خود پل میکند
این شعر به تواضع، عشق و قدرت نهفته در صبر و تحمل میپردازد. شاعر اشاره میکند که با فروتنی میتوان بر مشکلات غلبه کرد، و این ویژگیهای انسانی هستند که زیبایی و عشق را شکل میدهند. او همچنین بیان میکند که زیبایی بدون صداقت و یکرنگی معنایی ندارد و عشق حقیقی در تواضع و صبر ظهور مییابد. شاعر به این نکته تأکید میکند که در زندگی، کسیکه بر توکل و ایمان تکیه میکند، به رشد و کمال میرسد و در نهایت یادآوری میکند که عشق میتواند چارهساز باشد، حتی در مقابل دشواریها.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
خصم غالب را زبون صبر و تحمل میکند
از تواضع سیل را مغلوب خود پل میکند
از ترحم حسن جولان مینماید در نقاب
ساقی از بیظرفی ما آب در مل میکند
با خودآرایان به سر بردن جنون میآورد
طرّه دستار اینجا ناز کاکل میکند
نیست حسن و عشق اگر یکرنگ با هم، از چه رو
خنده گل رخنه در منقار بلبل میکند؟
رتبه افتادگی از کیمیا بالاترست
قطره ناچیز را گوهر تنزل میکند
خردهای چون غنچه هرکس را که باشد در گره
زیر چندین پرده از رخسار او گل میکند
میخورد رزق حلال، آن کس که در ملک وجود
کسب خود را پرده روی توکل میکند
از دل پرخون بود گفتار دردآلود من
در بساط شیشه تا می هست قلقل میکند
قامت خم بیش میسازد شتاب عمر را
سیل را پا در رکاب سرعت این پل میکند
حسن صائب رام میگردد ز استغنای عشق
چاره این صید وحشی را تغافل میکند