عشق جا در سینه های تنگ پیدا می کند
جای خود را این شرر در سنگ پیدا می کند
این شعر به عشق و چگونگی ظهور آن در قلبها و زندگیها پرداخته است. عشق در دلهای تنگ جایی پیدا میکند و حتی در ناامیدیها میتواند امیدوار و زنده بماند. هرگز نمیتوان به عشق با نرمشهای ظاهری و بیاهمیت نزدیک شد، زیرا عشق به عمق وجود انسان نیاز دارد. همچنین، آرزوها و حسرتها در دل پیران به اندازه جوانان وجود دارد و در هر مرحله از زندگی، زیباییها و رنگهای مختلفی خود را نشان میدهند. شاعر به بررسی احساسات، سادگی و عمق عشق میپردازد و به این نکته اشاره میکند که در دل عاشقان، افکار و احساسات پیوند عمیق دارند. در نهایت، یادآوری میشود که کسانی که در جستجوی عشق و زیبایی هستند، در سختیها و چالشها نیز دلی شاداب و پر از آرزو خواهند داشت.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
عشق جا در سینه های تنگ پیدا می کند
جای خود را این شرر در سنگ پیدا می کند
با سبک قدران نمی گردد طرف تمکین عشق
کوهکن از بیستون همسنگ پیدا می کند
نیست جان پاک را چون بیقراری صیقلی
آب چون ماند ازروانی زنگ پیدا می کند
آرزو در طبع پیران از جوانان است بیش
در خزان هر برگ چندین رنگ پیدا می کند
می شود از خط دل سنگین خوبان چرب نرم
عذرخواه از مومیایی سنگ پیدا می کند
هر که دارد ناخن مشکل گشایی چون نسیم
در گلستان غنچه دلتنگ پیدا می کند
باش با نان تهی قانع کز الوان نعم
آرزو گلهای رنگارنگ پیدا می کند
غافلان را پرده غفلت بود در آستین
پای خواب آلود عذر لنگ پیدا می کند
در کلام عاشقان هم ربط پیدا می شود
نغمه بلبل اگر آهنگ پیدا می کند
آن که جنگ او بود شیرین تر از حلوای صلح
بی سبب تقریب بهر جنگ پیدا می کند
نیست خوبان را به از شرم و حیا گلگونه ای
شیشه حسن از باده گلرنگ پیدا می کند
نیست صائب فکر روزی عاشق دیوانه را
دانه خود کبک مست از سنگ پیدا می کند