بوی پیراهن زلیخا را کجا روشن کند؟
شمع هیهات است پای خویش را روشن کند
در این شعر، شاعر به مضامین عشق، امید و جستجوی نور در تاریکی میپردازد. او از بوی پیراهن زلیخا و تأثیر آن بر دلها سخن میگوید و بیان میکند که در کنعان، چشمها به امید نسیم و روشنی دوختهاند. شاعر به تأثیر عشق و احساسات در روشن کردن دلها و زندگی اشاره میکند و از عدم دلسوزی رهبران در این تاریکی اجتماعی به انتقاد میپردازد. همچنین، او به چالشهای انسانی در جستجوی عیبها و تأثیر حسادت در زندگی خود اشاره میکند و تصویر زیبایی از حیا و روشنی در برابر عشق و جلوههای زندگی ارائه میدهد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
بوی پیراهن زلیخا را کجا روشن کند؟
شمع هیهات است پای خویش را روشن کند
چشم بر راهند در کنعان دو صد امیدوار
تا نسیم پیرهن چشم که را روشن کند
می کند تأثیر در آهن دلان هم حرف سخت
چشم سوزن را اگر آهن ربا روشن کند
از نسیم صبح چون خورشید روشن تر شود
هر چراغی را که آه گرم ما روشن کند
نیست دلسوزی درین ظلمت سرا از رهبران
گرم رفتاری مگر راه مرا روشن کند
کار مردم نیست غیر از جستجوی عیب هم
تا به عیب خود خدا چشم که را روشن کند
سوختم از رشک، تا کی در حضور چشم من
آن خودآرا خانه آیینه را روشن کند؟
می کند فانوس، صائب پرده داری شمع را
چهره آیینه رویان را حیا روشن کند