کی زلیخا را منور بوی پیراهن کند؟
شمع هیهات است پای خویش را روشن کند
در این شعر به زیبایی و جاذبههای عشق و احساسات پرداخته شده است. شاعر با استفاده از تصاویری مانند زلیخا، شمع و مسیحا، احساس درونیش را بیان میکند. او به تنگناهای عشق، آتشین بودن احساسات و غم و اندوه اشاره میکند و از قدرت عشق برای تغییر و تلألؤ در زندگی صحبت میکند. شاعر میگوید که صبر و تحمل میتواند بر درد و رنج غلبه کند و در نهایت، با اشاره به قدرت عشق، به امیدواری و شادابی نیز اشاره میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
کی زلیخا را منور بوی پیراهن کند؟
شمع هیهات است پای خویش را روشن کند
سوختم ز افسردگیها، آتشین رویی کجاست؟
کز نگاه گرم شمع کشته را روشن کند
چشم بینا شهپر پرواز باشد روح را
از گریبان مسیحا سر برون سوزن کند
پرده غفلت شود از نرمی بستر زیاد
پای خواب آلود را بیدار کی دامن کند؟
بر برومندان مبر غیرت که دهقان فلک
آخر این گوساله ها را گاو در خرمن کند
از تحمل می توان مغلوب کردن خصم را
زیردست از چرب نرمی آب را روغن کند
صبر کن صائب به درد و داغ چون مردان که عشق
بر سمندر آتش سوزنده را گلشن کند