غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۲۶

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

تا به کی گرد کدورت زیر دیوارم کند؟

عشق کو تا از غم عالم سبکبارم کند

۲

با خیال یار در یک پیرهن خوابیده ام

بر ندارد سر زبالین هر که بیدارم کند!

۳

شد ز زنگ سینه من ناخن صیقل کبود

سعی خاکستر چه با آیینه تارم کند؟

۴

چون رگ سنگ است از خواب گران مژگان من

سیلی دوران عجب دارم که بیدارم کند

۵

عاشقان با درد از روز ازل خو کرده اند

درد بیدردی مگر صائب خبردارم کند

بازگشت به سروده‌های صائب