خط مگر با آن لب میگون مرا همدم کند
زور این می را مگر بیهوشدارو کم کند
در این شعر، شاعر به زیبایی لب و تاثیر آن بر دل اشاره میکند و از می و عشق صحبت میکند. او به وجود ناطق و حجت در کنار منکران اعتقادات اشاره دارد و همچنین به جاذبههای عاشقانه و اسرار نهفته در دلها میپردازد. تصویری از طوطی و آیینه به عنوان نماد نزدیکی و محرمیت ارائه میدهد و بر این نکته تأکید دارد که عشق و زیبایی میتواند دلها را به هم نزدیک کند و خشم را در برابر نیازها و کمبودها از بین ببرد. در نهایت، با استفاده از تصاویری چون بلبل و گل، به ارتباط بین عشق و زیبایی میپردازد و چشمان پر از حزن آهو را به عنوان نمادی از عشق و غم معرفی میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
خط مگر با آن لب میگون مرا همدم کند
زور این می را مگر بیهوشدارو کم کند
گرچه دارد حجت ناطق زعیسی در کنار
گفتگوی منکران خون در دل مریم کند
گر بود طوطی، که زنگ خاطر من می شود
هر که را با خویش آن آیینه رو محرم کند
سبزه خاکش برآید سرمه آلود از زمین
عشق هر کس را به اسرار نهان محرم کند
خون کند کفران نعمت باده را در ساغرش
هر که با جام سفالین یاد جام جم کند
اشک بلبل را به دامن رهنمایی کند
گل ز روی لطف اگر دلجویی شبنم کند
هر که صائب نرگس خندان او را دیده است
چشم آهو را خیال حلقه ماتم کند