شانه چون بر زلف خود آن عنبرینمو میزند
در بیابان داغهای لاله را بو میزند
این شعر به توصیف عشق و حال و هوای عاشقانه میپردازد. شاعر به زیبایی محبتی که در چشمان معشوق نهفته است، اشاره میکند و از احساسات درونی دل عاشق صحبت میکند. در این عبارات، تصاویری از زیبایی و جذابیت معشوق، و همچنین درد و رنج عاشق به تصویر کشیده شده است. هر بخش از شعر نماد عشق، داغی و زیبایی است که در دل عاشق بوجود میآورد و در نهایت به شوق و شور زندگی عاشقانه اشاره دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
شانه چون بر زلف خود آن عنبرینمو میزند
در بیابان داغهای لاله را بو میزند
در تپیدنهای دل عاشق ندارد اختیار
بال و پر در شیشه دل آن پریرو میزند
همچو مژگان هر که را دل میدهد آن چشم مست
بیمحابا سینه بر شمشیر ابرو میزند
سرو را در حلقه آغوش دارد گرچه تنگ
نعل وارون همچنان قمری ز کوکو میزند
عاشقان پنهان نمیسازند داغ عشق را
هرکه از فرماندهان شد مهر بر رو میزند
از نزول آیه رحمت بود در پیچ و تاب
هرکه زیر تیغ جانان چین بر ابرو میزند
از نظر بازان نگردد حسن اگر صائب تمام
گرد مجنون حلقه از بهر چه آهو میزند؟