نه همین بر قلب ایمان یا دل ما میزند
دزد خال او شبی خود را به صد جا میزند
این شعر به توصیف حالات درونی شاعر و عشق او میپردازد. شاعر از احساسات عمیق خود نسبت به معشوق میگوید و این که چگونه عشق او در قلب و جانش تأثیر میگذارد. او به تضادهایی که در عشق وجود دارد، اشاره میکند؛ مانند اینکه حتی وقتی از سوی معشوق رنج میکشد، نمیتواند از عشقش دست بردارد. همچنین شاعر به زندگی و مرگ، شور و درد، و آزادی در عشق اشاره میکند و معتقد است که عشق واقعی نمیتواند در قید و بند دنیوی گنجانده شود. به طور کلی، متن بیانگر شوریدگی، دلتنگی و زیباییهای عشق است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
نه همین بر قلب ایمان یا دل ما میزند
دزد خال او شبی خود را به صد جا میزند
جام چون خالی شود سر مینهد در پای خُم
ابر چون بیآب شد بر قلب دریا میزند
اینقدرها شوربختی را اثر می بوده است؟
میشود هشیار هرکس باده با ما میزند
جان مشتاقان نمیسازد به زندان بدن
وحشی ما زود بر دامان صحرا میزند
کشتن ما نیست مطلب از شکست آستین
دامنی بر آتش بیتابی ما میزند
گرچه هر بندم ز بار درد کوه آهنی است
باز عشق بدگمانم بند بر پا میزند
مدتی شد خط او فرمان عزل آورده است
همچنان خال لب او مهر بالا میزند
میتواند گل ز روی دولت بیدار چید
هرکه چون صائب می روشن به شبها میزند